اخبار و مقالات دندانپزشکی

۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

اشتغال دندان‌پزشکان؛ بازار یا دولت؟

دولت چگونه می‌تواند به ایجاد اشتغال در حوزه دندان‌پزشکی کمک کند؟ در شصت ساله اخیر ایران، یعنی از هنگامی که آمارگیری‌های مربوط به نفوس و مسکن در ایران به صورت مدون و علمی به راه افتاد، ۱۰ سال طلایی در اقتصاد ایران وجود دارد که اقتصاد ایران به صورت متوالی شاهد رشد شتابان بود؛ تا آنجا که بازار کار در مقاطعی از عرضه نیروی کار متخصص ناتوان شد و نیروهای متخصص خارجی برای گرداندن چرخ صنایع استخدام شدند یا خدمت سربازی برای دانشجویان مهندسی در تابستان‌های میان ترم برگزار شد.روایت غالب برای توضیح سال‌های رشد طلایی (از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۳) حاکمیت تکنوکرات‌ها است. این روایت غالب علت رشد اقتصادی را چنین می‌داند که افرادی چون رضا نیازمند، رضا امین، علی نقی عالیخانی، محمد یگانه، حافظ فرمانفرماییان و جمعی دیگر از تکنوکرات‌های درستکار و دلسوز سوار کار بودند و دست‌شان نیز تا حدی برای انجام کارها باز بود. اما دخالت‌های بی‌جای پهلوی دوم و ورود سیاست به امر اقتصاد باعث شد که رشد اقتصادی به خاطر ورود درآمدهای کلان نفتی از خط خارج شود و با برهم خوردن تعادل اقتصادی تورم و فساد دامن‌گیر اقتصاد ایران شود. البته روایت‌های متفاوتی از این رشد اقتصادی وجود دارد، اما در همه این روایت‌ها یک نکته مشترک است و آن حضور و راهبری دولت است. در حقیقت برخلاف نظر اقتصاددانانِ بازار، این دولت بود که امکان انباشت سرمایه را نزد سرمایه‌داران بخش خصوصی فراهم آورده بود و موانع رشد را از پیش پای سرمایه‌داران صنعتی بر‌می‌داشت.در سال‌های پس از انقلاب با آن که دولت نقش اساسی را در اقتصاد بازی می‌کرد، نتوانست بر بحران‌های پساانقلابی غلبه کند و اقتصاد ایران را از درون-تابی مزمن رهایی بخشد. در سال‌هایی که خصوصی‌سازی در دستور کار قرار گرفت و تقریبا بخش عظیمی از اقتصاد ایران به بخش خصوصی واگذار شد نیز نه تنها دور باطل تورم-رکود نشکست، بلکه فسادهای نجومی هم به آن اضافه شد. حتی وقتی حدود ۴۰۰ میلیار دلار در سال‌های اوج دولت نهم به کشور وارد شد نه تنها به این دور باطل خللی وارد نشد بلکه رشد اقتصادی منفی گشت و اقتصاد ایران به ورطه ورشکستگی افتاد. از این مقدمه طولانی می‌خواهم به این نتیجه غیرمعمول برسم که اشتغال‌زایی و رشد اقتصادی وقتی هر دو با هم اتفاق می‌افتد که دولت سالم و مترقی، راه را برای بخش‌های اقتصاد باز کند و به عنوان موتور توسعه نقش بازی کند و از آن سو جنبش‌های مردمی و نهادهای جامعه مدنی بر امور دولت نظارت کنند و مانع فساد دولتمردان و دخالت‌های بی‌جا و دستوری در امر اقتصاد شوند؛ پس باید گفت که نقش دولت مترقی در اقتصاد به صورت عام و در مساله بهداشت و درمان به طور خاص ضامن رشد و توسعه و در نتیجه اشتغال است. دندان‌پزشکی نیز از این قاعده مستثنا نیست. برای اینکه نسخه‌ای برای اشتغال در حوزه دندان‌پزشکی بپیچیم، ابتدا احتیاج داریم بازار کار دندان‌پزشکی را بشناسیم. دندان‌پزشکی به عنوان یک حرفه درمانی با سه حوزه کاری دیگر ارتباط دارد. نیروهای پایین‌دستی یا کمکی، اولین این بخش‌ها هستند که شامل بهداشتکاران دهان و دندان، منشی و دستیاران دندان‌پزشکی و جراحی و فوق دیپلمه‌های پروتز دهان و دندان می‌شوند. حوزه دوم در بخش تجهیزات دندان‌پزشکی است. نصب، تعمیرات و پشتیبانی وسایل و تجهیزات موجود در مطب‌ها یا کلینیک‌ها در حوزه کاری این افراد قرار دارد. بخش سوم، سازندگان، واردکنندگان و نمایندگی‌های فروش مواد و تجهیزات دندان‌پزشکی است که با حوزه دوم اشتراک‌هایی دارد ولی کاملا همپوشان نیست. دانشکده‌های دندان‌پزشکی در ایران اما دانشکده‌هایی تک‌ساحتی هستند که فقط تربیت دندان‌پزشک را در دستور کار خود دارند و به افرادی که در حاشیه این رشته مشغول کار هستند چندان اعتنایی ندارند. مثلا تربیت منشی و دستیار را بر عهده بازار بزرگ آموزش غیردانشگاهی (مانند کلاس‌های جهاد دانشگاهی) گذاشته‌اند یا توقع دارند دندان‌پزشکان دستیاران را تعلیم بدهند، حال آنکه دندان‌پزشکان به عنوان یک کارفرمای خرد به صورت میانگین از خدمات یک تا سه منشی و دستیار بهره‌مند می‌شوند. تربیت بهداشتکاران نیز به علت سمت و سوی بازار کار (یعنی پاداش دادن به کسانی که مشغول کار درمانی هستند) دچار انحراف و پیچیدگی‌هایی شده و دانشکده‌ها به جای تعلیم بهداشتکاران، رقبای کم‌سواد دندان‌پزشکان را تحویل جامعه می‌دهند. دندان‌پزشکان نیز با اصلی‌ترین منبع تأمین امکانات کاری خود یعنی بازار آشنا نمی‌شوند و باید کورمال کورمال مطبی احداث کنند، تجهیزاتی را که ویزیتورها و بازاریابان به آنها ارائه می‌کنند، برای مطب‌شان بخرند و موادی که هر روز با برند و مدلی خاص توسط وارد کنندگانی کم‌اطلاع یا سودجو (یا هردو!) به بازار وارد می‌شود، به جان پذیرند. این است بازار دندان‌پزشکی ایران! بازاری فشل که اجزای کار آن با یکدیگر پیوند ارگانیک ندارند و افراد برای کاری که باید انجام دهند آموزش نمی‌بینند. در این بازار هدف، که افزایش سلامت دهان و دندان شهروندان است فراموش می‌شود و درآمد بیشتر به هدف و تنها هدف تبدیل می‌شود. برای اثبات این مدعا می‌توان به میزان تجمع دندان‌پزشکان در شهرهای بزرگ و انباشت مطب‌های دندان‌پزشکی و کلینیک‌های تخصصی در مناطق مرفه این شهرها اشاره کرد.پس اگر بخواهیم اشتغال‌زایی و تولید شغل را به بازار و به شیوه تزریق پول (همچون طرح تحول سلامت) بسپاریم، می‌توان انتظار داشت که روند برون- تابی اقتصاد دندان‌پزشکی حول همین لایه‌های موجود تنیده خواهد شد و به علت سنگین و پیچیده‌تر شدن روندهای بازتولید، این بازار به موانع ساختاری بیشتری برخورد می‌کند و ناکارآمدتر از پیش خواهد شد. در کنار آن و به عنوان عوارض جانبی هم می‌توان انتظار داشت که به خاطر کالایی شدن هرچه بیشتر، ذهنیت کالایی‌شده نیز بر بازیگران این بازار حاکم شود و فساد، قبح و زشتی خود را از دست بدهد، البته اگر که به ارزش بدل نشود! یعنی شکوفایی بازار نه تنها کارکرد اصلی دندان‌پزشکی را که تولید سلامت است، میسر نمی‌کند، که باعث می‌شود دندان‌پزشکی به عنوان یک حرفه از اهداف اصلی خود تهی شود. اما نقش دولت در افزایش اشتغال در حوزه دندان‌پزشکی چه می‌تواند باشد که لااقل معایب بازار را بازتولید نکند؟ دولت در سه حوزه اصلی می‌تواند به توسعه و اشتغال کمک برساند. اولین کاری که دولت می‌تواند انجام دهد به راه انداختن پروژه دندان‌پزشک خانواده است. به عنوان وظیفه پایه، دندان‌پزشک خانواده در گستره ملی می‌تواند مسایل و مشکلات دهان و دندان مردم را مشخص کرده و یک نقشه و اطلس تمام‌نما از میزان پوسیدگی و دیگر مشکلات دهان و دندان تهیه ببیند و پس از تکمیل این اطلس، گرایش (Trend) مشکلات در میان‌مدت و بلندمدت مشخص خواهد شد و می‌توان برای آموزش تعداد دندان‌پزشک و تخصص‌های مورد نیاز برنامه‌ریزی کرد. به این شیوه تربیت دندان‌پزشک بر اساس نیاز واقعی جامعه طراحی شده و از تولید مازاد و فله‌ای دندان‌پزشکان جلوگیری می‌شود و تخصیص(Allocation) بهینه منابع اهمیت پیدا می‌کند. تربیت بهداشتکاران به عنوان همراهان دندان‌پزشک، دستیاران و کارکنان دندان‌پزشکی نیز می‌تواند در دستور کار قرار گیرد و به طور اساسی، کار در دندان‌پزشکی، در هر سمتی، به تحصیلات متناسب منوط شود و اصول کار تیمی در دانشکده‌ها تدریس و در مراکز دندان‌پزشک خانواده به کار گرفته شود.در این روند تجهیزات مورد نیاز و افراد متخصصی که توان پایش و تعمیر این تجهیزات را داشته باشند نیز معلوم شده و با برنامه‌ریزی مشترک با دانشکده‌های تربیت کارورز (فوق دیپلم) امکان تربیت متخصصان این حوزه و به کار گرفتن آنها نیز فراهم خواهد شد. با برنامه‌ریزی مدون می‌توان افراد موجود در این بازار را دوباره تعلیم داد و برنامه‌های مدون بازآموزی را برای همه شاغلان تدارک دید. گرایش میان رشته‌ای در این تحصیلات نباید نادیده گرفته شود و خواسته‌ها و توقعاتی که دندان‌پزشکان و دیگر کاربران از تجهیزات دارند باید در روند آموزش گنجانده و چه بسا که موجد خلاقیت و نوآوری نیز شود. سومین حوزه دخالتِ دولت، ملی کردن بازرگانی خارجی در کل و سپردن امر واردات به انجمن‌ها و تعاونی‌های دموکراتیک و مشارکت‌جوی پزشکان و دندان‌پزشکان است تا فساد به حداقل خود برسد. سپس دولت می‌تواند با تشویق این تعاونی‌ها به وارد کردن کارخانه‌های تولید مواد و تجهیزات و انتقال تکنولوژی به داخل، امکان اشتغال‌زایی گسترده در این حوزه را فراهم آورد. در این رابطه دانشکده‌های دندان‌پزشکی می‌توانند با گسترده کردن تحصیلات تکمیلی در حوزه‌های مرتبط، به مهندسی معکوس این تجهیزات و مواد، یاری رسانده و به جای پروراندن متخصصان درمانی، محققان و پژوهشگران این حوزه را تربیت کنند. آنچه گفته شد، به عوض شدن اقتصاد سیاسی دولت و یک انقلاب آموزشی کامل در مراکز آموزش عالی نیاز دارد. چرا که در ابتدا منافع عده قلیلی تهدید می‌شود که صدای بسیار بلندی در مراکز قدرت دارند و این افراد تمامی توان خود را برای ناکام گذاشتن تغییرات بنیادی به کار خواهند بست. انقلاب آموزشی و تغییر نگرش دندان‌پزشکان از درمانگری صرف به دندان‌پزشکانی سلامت‌محور نیز با اینرسی و رخوت دانشگاه‌های فعلی چندان خوانایی ندارد. این مهم تنها با همیاری و کمک اکثریت پرتعداد ولی کم‌صدای دندان‌پزشکان و دلسوزانی میسر خواهد شد که به سلامت و رفاه شهروندان می‌اندیشند و از قضا نظام درمان این ملک را به گونه‌ای می‌خواهند که سلامت‌محوری در آن پاداش گیرد و تشویق شود، نه درمانگری صرف!
۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

مروری کوتاه بر کارنامه دندان‌پزشکانی که رخت سیاست پوشیده‌اند

سیاست پزشکان دندان‌ مدار اردیبهشت را باید سیاسی‌ترین ماه سال۹۶ و شاید تمام سال‌های اخیر دانست؛ چراکه در پایان این ماه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری و پنجمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا برگزار خواهد شد و در برخی حوزه‌ها مردم برای انتخاب نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان پای صندوق‌های رای خواهند رفت تا سرنوشت چهارساله کشور در تمام حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را رقم بزنند. هر چه به پایان ماه و موعد انتخابات نزدیک می‌شویم التهابات سیاسی بیشتر اوج می‌گیرد و رقابت کاندیداها برای جلب نظر مردم سخت‌تر می‌شود.حوزه دندان‌پزشکی نیز از این التهابات سیاسی اجتماعی بی‌نصیب نیست. جدا از تاثیر مستقیم و غیر مستقیمی که این انتخابات بر سرنوشت حوزه دندان‌پزشکی و دندان‌پزشکان دارد، دندان‌پزشکان زیادی نیز به شکل مستقیم درگیر این انتخابات می‌شوند و چه به صورت کاندیداتوری در انتخابات و چه حمایت از کاندیداها در صحنه سیاسی کشور حضور دارند. نزدیکی به انتخابات ۹۶ بهانه‌ای است برای معرفی و مروری کوتاه بر اسامی دندان‌پزشکانی که در خط مقدم سیاست کشور حضور دارند. با آنکه در میان جامعه دندان‌پزشکی از افراد بسیاری می‌توان نام برد که دارای شم و تحلیل سیاسی بوده یا سابقه فعالیت‌های سیاسی را در کارنامه دارند اما در تهیه فهرست خود به ماده ٧١ قانون مدیریت خدمات کشوری استناد کردیم که در آن مقامات سیاسی را شامل روسای سه قوه، معاون اول رییس جمهور، نواب رییس مجلس، اعضای شورای نگهبان، وزرا و نمایندگان مجلس، استانداران و سفرا، معاونین وزرا دانسته است. دکتر احمد بیگدلیاحمد بیگدلی، دندان‌پزشک چهل ساله‌ای است که توانست در سال۹۵ و در دور دوم انتخابات مجلس دهم، به عنوان یک چهره اصلاح‌طلب و نماینده شهرستان خدابنده استان زنجان راهی بهارستان شود.دکتر بیگدلی متولد سال ۵۵ در شهرستان خدابنده است و چه در حوزه دندان‌پزشکی و چه عالم سیاست چهره چندان شناخته شده‌ای نیست و هنوز پس از گذشت یک سال عکس و خبر چندانی از او در فضای مجازی یافت نمی‌شود. در سال ۸۲ در رشته دندان پزشکی از دانشگاه تهران دانش‌آموخته شده و به طبابت در تهران و زنجان مشغول بوده است. دکتر بهرام پارساییبهرام پارسایی متولد ۱۳۴۹ در شهرستان ممسنی و دانش‌آموخته رشته دندان‌پزشکی از دانشگاه رفسنجان است. او در سال۹۴ به عنوان رای اول مردم شیراز به مجلس دهم راه یافت و در حال حاضر سخنگوی فراکسیون امید و سخنگوی کمیسون اصل۹۰ مجلس است. این چهره سیاسی اصلاح‌طلب، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه است. وی عضویت در شورای اسلامی شهر شیراز و عضویت در هیأت مدیره خانه صنعت، معدن و تجارت فارس را نیز در کارنامه دارد. دکتر حبیب‌الله پیمانحبیب‌الله پیمان زاده ۱۳۱۴ در شیراز، دارای مدرک دکترای دندان‌پزشکی، کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی و کارشناسی ارشد بهداشت عمومی از دانشگاه تهران است. او یکی از سیاست‌مداران کهنه‌کار است که سابقه مبارزه سیاسی‌اش به جریان ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد باز می‌گردد. او تا پیش از انقلاب بارها و در مقطع مختلف به دلیل فعالیت‌های سیاسی به زندان افتاده و از اعضای مؤسس و دبیر کل «جنبش مسلمانان مبارز» در پیش از انقلاب بود.دکتر پیمان صاحب تالیفات متعدد در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، قرانی و جامعه‌شناسی است. دکتر احمد پورنجاتیاحمد پورنجاتی نماینده مردم تهران در مجلس ششم و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس بود. مدیر کمیته پزشکی جهاد سازندگی، مدیر کل سیاسی وزارت کشور، مدیر کل فرهنگی اجتماعی وزارت اطلاعات، معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت سیما و قائم‌مقام صدا و سیمای جمهوری اسلامی و مشاور امور رسانه‌ای رئیس‌جمهور از دیگر مسئولیت‌های اوست.دکتر پورنجاتی متولد ۱۳۳۳ در قم و دانش‌آموخته دندان‌پزشکی از دانشگاه تهران است و سابقه زندان به دلیل فعالیت‌های سیاسی پیش از انقلاب را دارد.وی پس از پایان دوره مجلس ششم به درخواست خود از سازمان صدا و سیما بازنشسته شد و از همه مسئولیت‌های دولتی کناره‌گیری کرد. از آن پس وی همواره در فعالیت‌های مدنی و مطبوعاتی حضور داشته است. احمد پورنجاتی علاوه بر فعالیت‌های سیاسی و پزشکی در عرصه نقد و نگارش ادبیات داستانی، شعر، سینما و تئاتر نیز فعالیت می‌کند. دکتر علی تاجرنیاعلی تاجرنیا یک فعال صنفی دندان‌پزشکی و یک سیاست‌مدار شناخته شده است که مجموعه‌ای از سمت‌ها و مسئولیت‌های مرتبط و مستقل در این دو حوزه را در کارنامه دارد.او عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی است و در ششمین دوره مجلس، نماینده مردم مشهد و عضو کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بود. تاجرنیا یکی از جوان‌ترین نمایندگان مجلس ششم بود که در زمان انتخاب به نمایندگی تنها ۳۰ سال سن داشت.در حوزه صنفی، رییس هیات مدیره انجمن دندان‌پزشکی ایران، عضو شورای سلامت دهان وزارت بهداشت، عضو شورای عالی انتظامی سازمان نظام‌پزشکی ، قائم‌مقام انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران و عضو هیات‌مدیره مجمع انجمن‌های علمی گروه پزشکی است. او همچنین عضویت در هیات‌مدیره باشگاه استقلال تهران را در کارنامه دارد. دکتر خسرو دبستانیخسرو دبستانی نماینده زرتشتی‌ها در مجلس ششم و عضو کمیسیون بهداشت و درمان بود.دبستانی در سال ١٣١٩ در اردکان یزد متولد شده است. او در مدت حضور خود در مجلس برای بهبود شرایط اقلیت مذهبی در کشور تلاش کرد. تا جایی که در همه گفت‌و‌گو‌هایش بر این موضوع تاکید می‌کرد. از جمله اقدامات وی در زمان نمایندگی، می‌توان به هموار کردن روند استخدام زرتشتیان در آموزش و پرورش و اختصاص بودجه‌ای ویژه برای اقلیت‌ها اشاره کرد. دکتر علی ریاضسید علی ریاض متولد ۱۳۳۷ در کربلا و از چهره‌های شاخص اصول‌گرا در مجلس هفتم بود. دکتر ریاض عضو کمیسیون اصل نود، رئیس فراکسیون ایرانیان مقیم خارج از کشور، دبیر فراکسیون قرآن و عترت و فراکسیون حمایت از معلولان، رئیس سه گروه دوستی پارلمانی ایران و عراق، ایران و عربستان، ایران وکرواسی بود.او پس از اتمام دوره نمایندگی مجلس مشاور وزیر بهداشت و قائم مقام معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور احمدی نژاد و رئیس هیئت پزشکی حج و زیارت هلال احمر جمهوری اسلامی بود و هم‌اکنون معاون حقوقی و پارلمانی سازمان نظام‌پزشکی است. دکتر سلمان سامانیسید سلمان سامانی از جمله سیات‌مداران جوانی است که پله‌های ترقی را به ترتیب اما به سرعت طی کرده است و در برخی از حساس‌ترین پست‌های سیاسی و مدیریتی کشور حضور داشته است. او هم‌اکنون قائم‌مقام وزیر کشور در امور مجلس و هماهنگی استان‌ها و سخنگوی وزارت کشور و عضو شورای عالی هلال احمر است.سامانی، متولد سال ۵۹ و دانش‌آموخته دندان‌پزشکی از دانشگاه مشهد و کارشناس ارشد حقوق عمومی از دانشگاه شهید بهشتی و دانشجوی دکترای تخصصی حقوق (حقوق عمومی) در دانشگاه تهران است. او در سال ۸۵ به شورای شهر شهرستان فاروج راه یافت و در ادامه به عنوان عضو هیات رییسه و سخنگوی شورای عالی استان‌ها انتخاب شد. تا سال ۹۲ به عنوان مشاور رییس کل و مدیرکل حوزه ریاست دیوان محاسبات کشور فعالیت می‌کرد و در دولت یازدهم، به سمت ریاست مرکز مدیریت عملکرد، بازرسی و امور حقوقی وزارت کشور منصوب شد. او ریاست هیأت مرکزی بازرسی انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری و دهمین دوره مجلس شورای اسلامی را در کارنامه دارد. دکتر محمدحسین قربانیمحمدحسین قربانی متولد ۱۳۴۴ و تماینده مردم آستانه اشرفیه و بندر کیانشهر در دو دوره نهم و دهم مجلس شورای اسلامی و منتسب به جریان اصول‌گرا است. او برادرزاده امام جمعه رشت و نماینده ولایت فقیه در استان گیلان است. او سال ۶۹ وارد دانشگاه شد و از سال ۷۳ مدیریت انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی را بر عهده داشت. او سال ۷۵ در وزارت بهداشت مشغول شد اما در ادامه مسئولیت در وزارتخانه را رها کرد و به دانشگاه گیلان رفت.قربانی سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس و عضو شورای سلامت دهان وزارت بهداشت است و حضور فعالی در رسانه‌ها به عنوان صاحب‌نظر حوزه بهداشت و درمان دارد. دکتر زهره طبیب‌زاده نوریزهره طبیب‌زاده نوری متولد ۱۳۳۹ و دارای دکتری دندان‌پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است. در دهه شصت وارد فعالیت‌های دانشجویی شد و با انتخاب محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری و تشکیل دولت نهم به عنوان مشاور رییس جمهور، رییس مرکز امور زنان و خانواده، دبیر شورای عالی زن و خانواده و عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان در این دولت شروع به فعالیت کرد. در سال ۱۳۸۸ به ریاست دانشکده دندان‌پزشکی شهید بهشتی منصوب شد و تا مرداد ماه ۱۳۹۰ که خواهر وزیر بهداشت وقت، دکتر وحید دستجردی جای او را گرفت، در این سمت فعالیت نمود.لین متخصص پریودنتولوژی در انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابی تهران و در قالب لیست هر دو ائتلاف جبهه پایداری و جبهه متحد اصولگرایان وارد مجلس شد. اما در تمام چهار سال حضورش در مجلس همچون سایر نمایندگان زن کم سرو صدا بود و در پایان کار مجلس نهم دوباره به دانشکده دندان‌پزشکی شهید بهشتی بازگشت. دکتر محمدجواد نظری‌مهرمحمدجواد نظری مهر نماینده اصول‌گرای مجلس هشتم و نهم از حوزه انتخابیه کردکوی، بندرگز و بندرترکمن است اما در انتخابات دوره دهم مجلس رد صلاحیت شد. او عضو کمیسیون بهداشت و درمان و فراکسیون محیط زیست بود.نظری‌مهر ۵۰ ساله که ارتباط نزدیک فامیلی با منوچهر متکی دارد، از مخالفان جدی برجام در مجلس و ادامه مذاکرات هسته‌ای بود.دکتر نظری‌مهر متولد ۱۳۴۵ در بندر گز و دانش‌آموخته دانشکده دندان‌پزشکس شهید بهشتی است و سابقه حضور در جبهه و مناصب متنوعی از عضویت در کمیسیون پزشکی و ورزشی کمیته ملی المپیک و شورای سلامت دهان وزارت بهداشت و ریاست بیمارستان بندر گز را در کارنامه دارد.
۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

نگاهی به نمایشگاه دندان‌پزشکی گوانگژو۲۰۱۷

نمایشگاه بین‌المللی دندان‌پزشکی جنوب چین در چهار روز، از ۱۲ تا ۱۵ اسفند ۱۳۹۵ در گوانگژو و در مرکز صادرات و واردات چین برگزار شد و در آن آخرین تجهیزات و فن‌اوری‌های دندان‌پزشکی در حوزه‌های جراحی، ایمپلنت، اندودنتیکس، ارتودنسی و… به نمایش درآمد.این رویداد، بیست و دومین دوره نمایشگاه بین‌المللی دندان‌پزشکی در چین بود. این نمایشگاه هر سال برگزار می‌شود و در این دوره، بیش از ۷۸۰۰ نفر از دندان‌پزشکان سراسر دنیا گرد هم آمدند. نمایشگاه کانتون (نام دیگر گوانگژو) قدیمی‌ترین نمایشگاه دندان‌پزشکی در چین است. اولین دوره آن در مارس ۱۹۹۵ برگزار شد و در طول این سال‌ها، تجربیات برگزارکنندگان بیشتر شده و به کیفیت نمایشگاه افزوده است. با توسعه صنعت دندان‌پزشکی در چین و بالا رفتن کیفیت زندگی مردم و توانایی مصرف آنها، انتظارات مردم از دندان‌پزشکی و تکنیک‌های آن بالاتر رفته است. در نتیجه، تقاضا برای تجهیزات و مواد دندان‌پزشکی با کیفیت بالا افزایش یافته است.این نمایشگاه در محل نمایشگاه‌های کانتون است که در بهار و پاییز، میزبان رویدادهای مختلف است. نمایشگاه‌های کانتون از سال ۱۹۵۷ در شهر گوانگژو برگزار می‌شود و نام آن در سال ۲۰۰۷ به «نمایشگاه واردات و صادرات چین» تغییر یافت. یکی از مجریان آن وزارت بازرگانی چین و استانداری گوانگدونگ است.نمایشگاه کانتون بزرگ‌ترین نمایشگاه چین است. این نمایشگاه معمولا بیشترین محصولات، بیشترین شرکت‌کنندگان و بیشترین تعداد قراردادهای تجاری را در میان نمایشگاه‌های چینی به خود اختصاص می‌دهد. افرادی که در این نمایشگاه حاضر بودند، به صورت میانگین نمره ۴.۵ از ۵ را به آن دادند.چاند محمود، مدیر شرکت تجهیزات جراحی King99 فیلیپین در این باره یک در سایت نظرسنجی نوشت: «من واقعا از این نمایشگاه راضی‌ام. این نمایشگاه به عمده‌فروشان و خریداران فرصتی می‌دهد که محصولات دندان‌پزشکی را خرید و فروش کنند.»آلن بوئلا، دندان‌پزشک هم نوشت: «این گردهم‌آیی فوق‌العاده‌ای در چین بود و البته رویدادی بین‌المللی بود. امیدوارم که شما را در تابستان در پکن ببینم.» دکتر جینی لاگولا تولنتینو هم نوشت: «نمایشگاه خوب بود. اما ارتباط با برگزارکنندگان نمایش و فروشندگان سخت است چون اکثر آنها انگلیسی بلد نیستند.»این نمایشگاه منتقدانی هم داشت. ژانت دیزون، دندان‌پزشک در این باره نوشته: «افراد بد زیادی بودند که کارهایی مانند جیب‌زنی یا دزدیدن کیف‌ها را انجام می‌دادند. خارج از نمایشگاه هم کارت ورود به نمایشگاه فروخته می‌شد و هر کسی می‌توانست وارد شود.» هاشم چوتیا هم نوشت: «این رویداد بسیار بد سازمان‌دهی شد. از نظر من این برای یک خارجی فاجعه بود. هیچ چیز برنامه‌ریزی نداشت. افراد خیلی کمی انگلیسی بلد بودند و همه چیز سخت شده بود. من می‌توانم با مشکلاتی که تجربه کردم، گزارشی طولانی بنویسم.»
۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

عمومی یا متخصص… مسئله این است!

دندان‌پزشکی رشته‌ای بر پایهٔ آموزش آکادمیک است. آموزش دندان‌پزشکی بر اساس آزمون و خطا و تجربه‌صورت نمی‌گیرد و دانش و مهارت این رشته به طور کامل تدوین شده و مبتنی بر شواهد است. این آموزش در دورهٔ دانشکده شروع می‌شود و تا پایان عمر کاری دندان‌پزشک ادامه می‌یابد. هدف از آموزش‌ها چه در دانشکده و چه در آموزش‌های خارج از دانشکده، کسب مهارت ارائهٔ درمان استاندارد توسط دندان‌پزشکان است.عده‌ای اما از اصل مخالف همه آموزش‌های تکمیلی تخصصی و نیمه تخصصی برای دندان‌پزشکان فارغ التحصیل هستند و معتقدند که آموزش‌این مهارت‌ها در دوره‌های کوتاه‌مدت و فشرده ممکن نیست. تعطیلی دوره‌های آموزش ارتودنسی در چند سال اخیر و فشار بر روی مؤسسات برگزار کننده دوره‌های آموزشی سایر رشته‌ها برآیند چنین دیدگاهی بوده است. از طرف دیگر عدهٔ دیگری براین باورند که تمام موارد تخصصی دندان‌پزشکی در دوره‌های میان مدت یا کوتاه مدت قابل آموختن است و به طور کلی تخصص در دندان‌پزشکی نقطه‌ای از اعراب ندارد.در دو سوی این طیف عدهٔ بیشتری هم هستند که ضمن ضروری دانستن برگزاری این دوره‌ها، بر لزوم نگرش آکادمیک اصلاح شده در این دوره‌ها تاکید می‌کنند. استاندارد درمانی عمومی یا متخصصبدیهی است استاندارد درمانی برای بیماران یکسان است؛ یعنی اگر یک دندانپزشک عمومی درمان اندو، ارتو یا ایمپلنت را ارئه می‌کند، استاندارد درمانی را رعایت کند. استاندارد درمانی به بیان عامیانه حدی از درمان است که «موفقیت آمیز» محسوب شده و قصور تلقی نشود. استاندارد درمانی به معنی درمان تخصصی نیست. برای مثال یک متخصص ترمیمی ممکن است یک ترمیم آمالگام بسیار های‌پالیش و با تمام جزئیات اکلوزالی ارائه کند، ولی همین که دندانپزشک عمومی بتواند یک ترمیم با گیر کافی، کانتکت مناسب و رعایت تمام اصول ترمیم آمالگام ارائه کند، هرچند که زیبایی و مهارت همکار متخصص را در کار ارائه نکرده باشد، استاندارد درمانی رعایت شده است و کار درست انجام‌شده است.متاسفانه گاها این برداشت وجود دارد که دندانپزشک عمومی به صرف عمومی بودن می‌تواند درمان زیر استاندارد درمانی ارائه کند. درحالی‌که اگر یک دندان‌پزشک قادر نیست درمانی در حد استاندارد درمانی ارائه کند، باید آن مورد را حتماً ارجاع دهد. این قضیه در مورد تمام رشته‌های دندان‌پزشکی صادق است. صرف در دسترس نبودن متخصص، هزینه‌های تحمیلی به بیمار و … بهانهٔ توجیه کننده در عدم ارجاع موارد تخصصی نیست. چرا که عدول از استاندارد درمانی تحت هر شرایطی، حتی بنابه رضایت و خواست بیمار قصور تلقی می‌شود. آموزش دندان‌پزشکی عمومی و تخصصیاین روزها بحث‌های زیادی در جامعهٔ دندانپزشکی در مورد آموزش‌های دانشکده‌ای و خارج دانشکده‌ای رشته‌های مختلف وجود دارد. در مورد رشته‌هایی مانند ارتودنسی، ایمپلنت و درمان‌های زیبایی که جنبهٔ اقتصادی آن‌ها پررنگ‌تراست، صحبت‌ها و جدل‌ها همیشه داغ‌تر و بیشتر است. برای مثال در مورد ارتودنسی، آنچه که حتی ارتودنتیست‌ها به آن معترف هستند این است که آموزش‌های دورهٔ عمومی جوابگوی نیاز کارکلینیکی دندان‌پزشکان در بازار کار نیست. حتی آموزش‌های دورهٔ عمومی تجربه و مهارت کافی برای درمان‌های ساده و متحرک در اختیار دندان‌پزشکان قرار نمی‌دهد. نکتهٔ جالب اینکه در یکی از این توجیه‌ها، تعدادی از متخصصین ارتودنسی دانشجویان دورهٔ عمومی را متهم به کم کاری می‌کردند و ادعا می‌کردند که دانشجویان علاقهٔ لازم را به آموختن ندارند. درحالی‌که وقتی خروجی یک سیستم آموزشی یکسان باشد، یعنی همهٔ خروجی نتوانند در بازار کار در حیطهٔ ارتودنسی درمانی ارائه‌کنند، متهم کردن نسل‌های جدید به بی استعدادی – که اتفاقاً از مسیر مستقیم کنکور و با رتبه‌های بسیار بهتر و در فضایی بسا رقابتی‌تر از نسل‌های قدیمی وارد دانشکده‌ها شده‌اند-نوعی فرافکنی و انکار یک سیستم آموزشی دچار نقص است.آنچه واضح است این است که نه‌فقط در مورد اندودانتیکس یا ارتودنسی، بلکه خروجی همهٔ رشته‌ها باید بررسی شود. متاسفانه در خروجی همهٔ رشته‌ها نقایص در سال‌های اخیر چشمگیرتر شده است. برای مثال در مورد اندو، مطالعه‌ای که در دانشگاه شهیدبهشتی انجام‌شده بود، میزان موفقیت درمان‌های ریشه را که همکاران عمومی انجام می‌دادند، حدود ۵۰ درصد ارزیابی کرده‌بود که خیلی پایین‌تر از رقمی است درمان ریشه از نظر شواهدحقیقی در کتب مرجع، موفقیت آمیزاست. این اختلاف درصد بیانگر نقایص اساسی در خروجی دانشکده‌ها و همچنین آموزش‌های مداوم بعد از فارغ‌التحصیلی است. درمورد سایر رشته‌ها هم اگر مطالعاتی صورت گیرد مطمئناً نتایج تغییرات فاحشی نخواهند داشت. در حالی که همگان معترف‌اند که آیتم‌های آموزشی اندودانتیکس در دانشکده‌های دندانپزشکی کشور به خاطر ماهیت رشته در دورهٔ عمومی با استاندارهای متخصصین درمان ریشه یکسان است و برعکس رشته‌هایی مانندجراحی فک وصورت، ارتودنسی، پروتز، پریو و حتی ترمیمی، برخی موارد آموزشی همان ابتدای کار خارج از کوریکولوم دورهٔ عمومی قرار نگرفته‌است.در مورد ارتودنسی و پریودنتیکس و حتی رشته‌هایی مانند پاتولوژی، تشخیص و … ماحصل و خروجی دانشکده‌ها نیاز به بررسی و واکاوی دارند. اگر مثلاً دندانپزشکان عمومی به هر دلیل با آموزش دورهٔ عمومی قرار نیست کار ارتودنسی انجام دهند، دلیلی ندارد که واحدهایی به عنوان فضاپرکن با این حجم بالا و با صرف هزینه‌های زیاد به نظام آموزشی تحمیل شود. اگر برآیند آموزش ارتودنسی و عدم آموزش آن واحد باشد، چه بسا با تعطیل کردن آموزش رشته حداقل در باب آموزش عملی، هم وقت و هزینهٔ دولت و هم دانشجویان صرفه جویی شده و انرژی و استعداد دانشجویان به جای اتلاف وقت در زمینه‌های آموزشی دیگر صرف شود. در مورد رشته‌های مانند پریودنتیکس، تشخیص و پاتولوژی هم همین بازنگری نیاز است. نیازهای بازار به هرحال باید در خروجی این رشته‌ها مد نظر قرار گیرد. اگر قرار است که مثلاً در پریودنتیکس، فاز یک درمان پریودنتیکس و SRP صرفاً به دانشجویان آموزش داده شود، از اول این موارد مشخص شده و از اتلاف وقت بیهوده خودداری شود. فراموش نمی‌کنم که در دورهٔ آموزشی خود در بخش پریودنتیکس یکی از دانشکده‌های دولتی کشور، یک ترم عملی دانشجویان به آموختن خواص یک سری سنگ که برای تیزکردن قلم‌های جرم‌گیری دستی استفاده می‌شد صرف می‌شد (بسیار امیدوارم که هم‌اکنون چنین آموزش عبثی به طور کامل برچیده شده باشد!) در حالی که در کار خود به عنوان یک دندان‌پزشک عمومی نه قرا بود که از اسکیلرهای دستی استفاده کنیم و نه قرار بود که آن‌ها را با آن سنگ‌ها تیزکنیم. واضح بود که تمامی آن واحد، ترم، هزینه‌های آب و برق بخش برق و حقوق هیئت علمی که آن آموزش‌ها را ارائه می‌کرد، دور ریختن پول نظام آموزشی بود و هدفی جز پرکردن وقت دانشجویان نداشت و مبتنی بر نیاز درمانی طراحی نشده بود. آموزش‌های خارج از دانشکدهآموزش‌های مداوم خارج از دانشکده حق همهٔ دندان‌پزشکان است و امری پذیرفته شده در سرتاسر دنیاست. بسیاری از مهارت‌های پیشرفته ممکن است با همین آموزش‌ها کسب شوندخط کشی نیست. هر درمانی که بتواند با لحاظ استاندارد درمانی صورت بگیرد، فرقی نمی‌کند که توسط متخصص یا دندان‌پزشک عمومی صورت گرفته باشد.شرکت‌های تجاری نقش مهمی در آموزش‌های دندان‌پزشکان بعد از فارغ‌التحصیلی در همه‌جای دنیا ایفا می‌کنند. در کشور ما هم عمومی شدن و کاهش هزینهٔ درمان‌هایی مانند ایمپلنت و درمان‌هایی مانند ترمیم‌های زیبایی به دلیل حضور فعال شرکت‌ها در عرصهٔ آموزش است. البته تا زمانی که این آموزش‌ها در چارچوب‌های اکادمیک باشد هم دندان‌پزشکان و هم شرکت‌ها از این آموزش‌ها سود خواهند برد. ممانعت از این آموزش‌ها به هر نحوی و با هر بهانه‌ای نه منطقی و نه عملی است. در دنیای امروز نمی‌توان مانع جریان علم‌آموزی و مهارت‌آموزی شد.ولی دانشگاه‌ها وظیفه دارند اگر به هردلیلی نمی‌توانند متولی آموزش صحیح دانشجویان و فارغ‌التحصیلان خود باشند،بر آموزش‌های بعد از فارغ‌التحصیلی آن‌ها نظارت کنند.به این ترتیب هیچ شرکت یا موسسه ای نباید از حوزه‌ی نظارت علمی دانشگاه،خارج باشد. حقوق بیمار، حلقهٔ مفقودهٔ رابطهٔ عمومی و متخصصهمهٔ دندان‌پزشکان باید حق داشته باشند از آموزش‌های صحیح بعد از فارغ‌التحصیلی بهره‌مند شوند و دانش و مهارت خود را ارتقا دهند. از نظر انجام درمان‌های دندانپزشکی هم هرقدر که تخصصی باشند تا زمانی که هر دندان‌پزشک درمانی را مطابق استاندارد درمانی انجام دهد، نمی‌توان انتقاد کرد. مشکل اینجاست که در مواردی دهان بیماران ما گاهی به عرصهٔ آزمون و خطای برخی از همکاران ما تبدیل شود. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جامعه درمانی ما که به دعوای بین متخصص و عمومی دامن زده است، این است که بسیاری از بیماران ما حقوق خود را نمی‌دانند. اگر مانند بسیاری از کشورهای پیشرفتهٔ دنیا، بیماران از حقوق خود در برابر درمانگر آگاهی داشته، از درمان‌های نادرست شکایت کنند و حقوق خود را پیگیری نمایند، برعکس چیزی که ما فکر می‌کنیم و از آن هراس داریم، رابطهٔ سالم‌تری بین اعضای جامعه درمانی حکم‌فرما می‌شود. چرا که مشکل امروز ما این نیست که چه کاری را باید متخصص یا عمومی انجام می‌دهد، بلکه مشکل اساسی این است که چه کاری را چه کسی درست و مطابق استاندارد درمانی انجام می‌دهد.ما به‌راحتی از درمان‌های زیر استاندارد انجام‌شده توسط همکارانمان با این تصور که باید هوای همدیگر را داشته باشیم عبور می‌کنیم. درحالی‌که نادیده گرفتن حق اولیه مردم به دریافت درمان استاندارد، درنهایت وجهه همهٔ صنف دندان‌پزشکی (و نه‌فقط آن تعدادی که درمان زیر استاندارد ارائه می‌کنند) را زیر سؤال می‌برد.اگر مکانیسم‌های اعادهٔ حقوق بیماران کارساز باشد، چه دندان‌پزشک عمومی و چه متخصص راه خود را به‌صورت صحیح پیدا می‌کنند و درمان‌هایی که بیشترین نفع برای بیماران دارد را ارائه می‌کنند.
۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

به بهانه انتشار تصاویر توهین‌آمیز در مورد آموزش ارتودنسی و دندان‌پزشکان عمومی

دکتر نوید ناصرىعضو شورای عالى نظام پزشکى کشوررئیس انجمن دندان‌پزشکى ایران- شعبه فارس چندیست که شاهد انتشار تصاویرى توهین‌آمیز در مورد آموزش ارتودنسى و دندان‌پزشکان عمومى در فضاى مجازى بوده‌ایم که آرامش اکثر همکاران را تحت تأثیر قرار داده است و به گفته برخى از شما عزیزان، خلق و نشر این تصاویر، که تصاویرى حرمت‌شکنانه است، نشانه غره شدن و داشتن نگاهى از بالا به پایین بوده و در جهت محدود کردن فعالیت‌هاى درمانى دندان‌پزشکان قلمداد شده است. پیرو انتشار چنین هنرنمایى‌هایی تفرقه‌انگیز بین دو گروه دندان‌پزشکان عمومى و متخصصین ارتودنسى، شاهد واکنش‌هایى از سوى همکاران محترم دندان‌پزشک بوده‌ایم که چنین رفتارها و تصویرگری‌ها و در کل تفکر حاکم بر خلق این نوع تصاویر را محکوم کرده‌اند؛ خوشبختانه ضمن تاکید بیشتر همکاران دندان‌پزشک بر ناپختگى خالق اثر و جدا کردن حساب ایشان با تمام متخصصین ارتودنسى که حریم‌ها و حرمت‌ها را همواره نگاه می‌دارند، این موضوعات، دستمایه فعالیت‌هاى هنرى و طنز گونه‌اى نیز میان همکاران و به ویژه جوانان دندان‌پزشک شده که مى‌تواند آینده‌اى ناخوش را در روابط حرفه‌اى رقم زند … این جانب به عنوان کوچک‌ترین عضو انجمن دندان‌پزشکى ایران در استان فارس و صرفاً به حکم وظیفه و همچنین به دلیل دندان‌پزشک بودن در وهله نخست و سپس ارتودنتیست بودن، ضمن اظهار تأسف بسیار از چنین رفتارهایى که باعث مخدوش شدن روابط حرفه‌اى و زیر پا گذاردن مبانى اخلاق پزشکى شده است و مهم‌تر آن که ریسمان‌هاى مودت و دوستى بین دندان‌پزشکان و متخصصین ارتودنسى را از هم مى‌گسلد، لازم است مطالب زیر را به عرض شما عزیزان برسانم: الف- از اصول محرز اخلاقى، حفظ ارزش‌ها و کرامت انسانى و حرمت همکاران و عدم توهین و بى‌حرمتى به ایشان چه در رفتار، چه در کردار و چه در گفتار است. متأسفانه گرچه در سطح جامعه و طى دهه گذشته، برخى اصول اخلاقى، به راحتى دچار رنگ‌باختگى شده است و میزان پرهیز از ضد ارزش‌ها و بداخلاقى‌ها، کمرنگ شده، اما انتظار از جامعه فرهیخته پزشکى چه از نظر مردم و چه در بین همکاران، بسیار بالاست که باید به آن توجه ویژه‌اى شود. در ادبیات ما به وضوح آمده است که: «درخت هر چه پربارتر، افتاده تر!» که انتظارى‌ست بجا و خردمندانه که مسئولیت هر یک از ما را در هر مرحله از دانش‌آموختگى، افزون‌تر مى‌کند. بدیهى است انتظارات هر دانش آموخته‌اى از کسانى که مدارج علمى بیشترى را کسب کرده‌اند، چه در بعد دانش و چه در بعد اخلاق و منش، بالاتر باشد. لذا توهین یا کوچک‌شمارى همکاران دندان‌پزشک عمومى توسط متخصصین، به کل زشت و ناپسند است؛ چرا که هویت اصلى تمام متخصصین دندان‌پزشکى، که حتى در معرفى خود و مقدم بر رشته تخصصى خود بیان مى‌کنند، «دندان‌پزشک» است. ب- تلاش در جهت یادگیرى علم و دانش، قابل ستایش و احترام است. آن دسته از همکاران دندان‌پزشک عمومى که در جهت ارتقای سطح دانش دندان‌پزشکى خود، به مراکز شناسنامه‌دار و علمى همچون انجمن‌هاى علمى مراجعه مى‌کنند یا حتى در فقدان دوره‌هاى مصوب در زمینه‌اى از دندان‌پزشکى همچون ارتودنسى، براى فراگیرى علوم و فنون جدید به موسسات و شرکت‌هاى تجارى دارا یا فاقد شناسنامه آموزشى و حتى خارج از کشور متوسل مى‌شوند، نه تنها مستحق کمترین مؤاخذه‌اى نیستند، که بسیار هم قابل احترام هستند. اما مسئول اصلى حل این معضل دیرین، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى است که باید تا کنون با هم‌اندیشى بزرگان و انجمن علمى مربوطه ساماندهى مى‌شد. این جانب همچون چند سال پیش باید مجددا تأکید کنم که وجود خلأ قانونى در این زمینه، نه تنها عامل اصلى چنین رفتارها و پیرو آن، چنین تنش‌هایى شده است، بلکه عامل بهره‌مندى برخى شرکت‌هاى تجارى در مبحث آموزش ارتودنسى نیز می‌شود. همه ما دندان‌پزشکان، شاید بتوانیم به پزشکان محترم و احیانا علاقمند به دندان‌پزشکى، علوم و فنون دندان‌پزشکى را آموزش دهیم، ولى آیا از نظر منطق حاکم بر نظام سلامت، قابل قبول است؟ همه متخصصین چشم، مى‌توانند براى پزشکان عمومى علاقمند، دوره‌هاى آموزشى لیزیک و … را برگزار کنند، ولى آیا نظام سلامت این دوره‌ها را قانونى یا مصوب مى‌شمارد؟ برخورد دوگانه وزارت بهداشت در برخى از امور مشابه در رشته‌هاى مختلف همچون پوست و زیبایى و بى‌توجهى بیشتر به دندان‌پزشکى و تخصص‌هاى مرتبط، عامل اصلى ایجاد مشکلات مبنایى شده است که در این مورد، بحق، انتقاد اصلى باید از متولى آموزش پزشکى در سطح کلان کشورى باشد، نه دندان‌پزشکان عمومى علاقمند به ارتودنسى که به لطف دانشکده‌هاى جدیدالتأسیس، از نظر عددى هم در حال افزایش تصاعدى هستند. لازم و ضرورى است که وزارت بهداشت، که متولى آموزش علوم پزشکى در سطح کشور است، افزون بر دوره تخصصى ارتودنسى سه ساله موجود، دوره‌هاى آموزشى و توانمندسازى مجاز یک ساله یا بیشتر را همچون سایر ممالک مترقى، با هم‌اندیشى انجمن علمى و بزرگان ارتودنسى کشور، مصوب سازد تا بر اساس تریاژهاى مشخص، همکاران دندان‌پزشک عمومى که علاقمند به ارتودنسى هستند، از کسب دانش و تکنیک ارتودنسى و امکان مشاوره‌هاى مورد نیاز در حین درمان، محروم نباشند. به قول استاد سخن، سعدى شیرازى در مورد تلاش عاشق در راه عشق و علاقه خود:مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کنسخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشمبه راه بادیه رفتن به از نشستن باطلو گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم نمى‌توان علاقه زیاد و تلاش در راه دست یازیدن دندان‌پزشکان عمومى محترم به دانش ارتودنسى را مورد نکوهش قرار داد که این نکوهش و انتقاد شایسته وزارت بهداشت و تنها متولى آموزش پزشکى در کشور و تصمیم گیرنده نهایى است که با عدم دوراندیشى، دندان‌پزشکان علاقمند را در محرومیت از کسب دانش قرار داده است. ج- در موضوع امکان انجام درمان ارتودنسى توسط دندان‌پزشکان عمومى، باید تأکید کنم که طبق قانون امکان انجام درمان ارتودنسى براى تمام دندان‌پزشکانى که خود را در ارتودنسى همچون سایر درمان‌هاى دندان‌پزشکى، توانمند می‌بینند، وجود دارد که همین امر نیز عاملى است که در پرونده‌هاى شکایات براى تعیین خطاها و قصور پزشکى در ارتودنسى، بین درمانگر متخصص یا عمومى در صدور رأى، تفاوتى وجود ندارد. همین مورد و سایر مواردی که به آنها اشاره شد، ضرورت‌هایى را ایجاد مى‌کند که وزارت بهداشت، بنا به وظایف ذاتى خود، براى رفع خلأهاى قانونى متعدد از یک سو و امکان کسب دانش ارتودنسى به صورت مصوب و مجاز براى دندان‌پزشکان عمومى از سوى دیگر، شرایطى را فراهم کند تا از بروز اخلال در امر آموزش پیشگیرى کند و در نهایت نیز به درمان بیماران بپردازد. این جانب معتقدم به طور قطع انسجام صنفى در رشته دندان‌پزشکى و تخصص‌هاى مختلف آن، لازمه نیل به مقصود و کسب بهترین نتایج صنفى است که در این راه هیچ فرد حقیقى یا حقوقى نباید این انسجام را مورد هجمه قرار دهد. لذا به نظر این جانب نه تنها انتظار مى‌رود، بلکه لازم است که براى پیشگیرى از هر نوع بى‌حرمتى و تفرقه بین دندان‌پزشکان عمومى و متخصصین ارتودنسى، ضمن عذرخواهى رسمى خالق آن اثر تصویرى از جامعه دندان‌پزشکان عمومى و علاقمند به ارتودنسى، انجمن ارتودنتیست‌هاى ایران نیز در جهت تقبیح و محکوم کردن چنین رفتارهایى، هم در جهت حفظ حرمت‌ها و شأن همکاران دندان‌پزشک و هم زیر سوال نرفتن تمامى ارتودنتیست‌هاى محترم کشور، رسماً اعلام موضع نمایند و در جهت پیشگیرى از تکرار چنین رفتارهایى، کلاس‌هاى توجیهى لازم را براى اعضای بیش‌فعال و حرمت‌شکن خود برگزار کنند.
۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

دستور دادستانی برای بررسی رعایت حقوق شهروندی در مطب‌های اراک

تهیه و تنظیم «منشور حقوق شهروندی در مطب پزشکان»‌درپی وصول گزارش‌های مختلف مبنی بر بروز تخلفات و جرایم در مطب برخی پزشکان عمومی و متخصص و دندانپزشکی‌های شهر اراک، قاسمی دادستان اراک طی دستور ویژه‌ای خطاب به رئیس دانشگاه ‌علوم پزشکی و خدمات بهداشتی استان خواستار بررسی و نظارت و دقت مضاعف در خصوص رعایت حقوق شهروندی در عرصه نظام سلامت شد. به گزارش روابط عمومی دادگستری استان مرکزی، در این دستور آمده است عدم نصب تعرفه‌های خدمات پزشکی در محل مطب، تحمیل مخارج غیر ضروری و ارائه مازاد بر احتیاج بیماران، افشای اسرار و نوع بیماری بیماران به دیگران با انجام ویزیت چند بیمار در حضور بیماران دیگر و نشاندن دیگر بیماران در حین معاینه در اتاق دکتر، هدایت بیماران به مطب شخصی یا بخش خصوصی، اجبار بیماران برای مراجعه به مراکز آزمایشگاهی و رادیو لوژی … خاصی که توسط دکتر معرفی می‌شود، فروش دارو و محصولات آرایشی بهداشتی و تجهیزات و لوازم پزشکی در محل مطب، نوبت دهی نامناسب و غیر شفاف و معطلی زیاد بیماران، حجاب نامناسب برخی پزشکان و منشی مطب، بد اخلاقی با بیماران و عدم پاسخگویی و راهنمایی مناسب و پاسخگویی به سوالات بیماران و غیره سبب نارضایتی شده است.دادستان عمومی و انقلاب اراک درادامه تهیه و تنظیم «منشور حقوق شهروندی در مطب پزشکان» و ابلاغ آن به تمامی پزشکان، منشی‌ها و درمانگاه‌ها و بیمارستان را ضروری دانسته و رفع تخلفات فوق را خواستار شده است. وی تصریح کرد: باید گزارش کامل، اقدامات و نتیجه بازرسی‌ها به همراه مستندات مربوطه هر سه ماه یکبار به مرجع قضایی ارسال شود.
۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

نگاهی به وضعیت بدخطی پزشکان

خودت همره نوشته بیا بچه که بودم هر وقت می‌خواستند بگویند کسی بدخط است می‌گفتند خط فلانی را بگذاری زیر آفتاب راه می‌افتد!! شاید الان ترکیب خرچنگ قورباغه فراگیرترین توصیف برای بدخطی یک نفر باشد. اما به نظر می‌رسد عبارت دیگری دارد جای خودش را در ادبیات معاصر ایران باز می‌کند: فلانی مثل دکترها بدخطه!!پزشکان را به خیلی صفات اجتماعی و اخلاقی می‌شناسند و تصورات زیادی درباره‌شان وجود دارد؛ یکی از این تصورات بدخطی است. وقتی پزشکی چیزی می‌نویسد همه توقع دارند بدخط و ناخوانا بنویسد، انگار که بدخطی جزء جدایی‌ناپذیر طبابت است و جالب اینکه خود پزشکان هم اغلب این را می‌پذیرند که لازمه طبابت بدخطی است. از طرفی هم وقتی پزشکی خوش خط و زیبا می‌نویسد خیلی‌ها با تردید می‌پرسند: «واقعا خط خودشه؟!» همین ابتدا توضیح یک نکته ضروری است؛ منظور ما از بدخطی چیست؟ چیزی که اغلب به عنوان بدخطی مدنظر قرار می‌گیرد درواقع ناخوانا بودن است. چه بسا کسی بدخط است ولی خطش قابل خواندن بوده و فقط بدمنظره است. اما گاهی برخی چنان می‌نویسند که کسی از دست‌خط‌شان چیزی سر در نمی‌آورد. چنین افرادی حتی ممکن است بسیار هم خوش خط باشند و از فرط زیبانویسی از آن طرف بام پرتاب شده باشند. چیزی که بیشتر در مورد خط پزشکان مدنظر است ناخوانا بودن خط است که در این مقاله مد نظر قرار گرفته شده و در ادامه خواهیم دید می‌تواند تا چه حد خطرناک هم باشد. درد مشترک جهانیبرخلاف تصور بسیاری، این بد خطی مربوط به پزشکان ایرانی نیست و گویا این مشکل یک سندرم جهانی برای پزشکان است. در بسیاری از کشورهای دنیا حتی در کشورهای بسیار پیشرفته پزشکان اغلب ناخوانا می‌نویسند. شدت این مشکل به حدی رسیده که در بسیاری کشورها برای پیشگیری از بروز مشکلات پزشکان ناچارند داروها، پرونده‌ها و برگه‌های مشاوره را تایپ کنند. اگر بپذیریم که بدخطی مشکلی جهانی در میان پزشکان است به ظاهر راه حل دیگری برای برطرف کردن آن وجود ندارد به جز تایپ‌کردن.چرا بد خط هستیم؟آیا تا به حال فکر کرده‌اید چرا ما پزشکان بد خط هستیم؟ من شخصا دوستانی دارم که در سال‌های ابتدای دانشکده از دیدن دست‌خط‌شان حظ می‌کردم، ولی در سال‌های آخر دانشکده آنها هم بدخط شده بودند و بعد از آغاز طبابت دست‌خط‌شان واقعا فاجعه بار شده است.برای این مشکل علل متفاوتی را می‌توان در نظر گرفت که هر کدام به نوبه خود تأثیرگذار است. یکی از اینها یادداشت برداری‌های مداوم سر کلاس‌های درس پزشکی است. اغلب پزشکان عادت داشتند و دارند سرکلاس از صحبت‌های استاد یادداشت برداری کنند. همین کار باعث افزایش سرعت نوشتن و طبعا بی‌دقتی در نوشتن و در نهایت بدخطی می‌شود. حتی وقتی که صحبت‌های استاد ضبط می‌شود بازهم باید کسی آنها را پیاده کند و بنویسد و باز هم روز از نو ….دلیل دیگر بدون شک کار زیاد و بار مراجعه فراوان بیماران در شیفت‌های کاری است. پزشکان برای رسیدگی به همه بیماران اغلب مجبورند سریع‌تر کار کنند. بخشی از این افزایش سرعت هم به نسخه‌نویسی یا نوشتن پرونده یا برگه مشاوره برمی‌گردد. پزشکی که چند ساعت بی‌وقفه کار کرده و باید تعداد زیادی بیمار ببیند دیگر حال و حوصله آرام و خوش‌خط نوشتن را ندارد.یک تئوری بسیار پرطرفدار در میان پزشکان این است که پزشک قدیمی و باسابقه باید بدخط بنویسد و بیماران و همکاران و داروسازان وقتی نسخه غیرقابل رمزگشایی یک پزشک را می‌بینند، ناخواسته این فکر به ذهن‌شان خطور می‌کند که با یک دکتر کاردرست و باتجربه طرف هستند. از آن طرف هم اگر پزشکی حتی باتجربه و قدیمی خوش خط و خوانا بنویسد این احساس در نسخه‌بین ایجاد می‌شود که: طرف تازه کاره و مثل بچه مدرسه‌ای‌ها نسخه می‌نویسه!!اما یک تئوری توطئه هم وجود دارد که در زمینه مشاوره‌های پزشکی ارائه می‌شود. اینکه برخی پزشکان از روی عمد برگه‌های مشاوره یا پرونده‌ها را بدخط می‌نویسند تا بعدها خط ناخوانای خود را طور دیگری بخوانند و از زیر بار مسئولیت احتمالی بعدی شانه خالی کنند. امیدواریم این فرضیه درست نباشد. عوارض بدخطیبدخطی و ناخوانا نوشتن برای یک پزشک می‌تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد. حتما بارها و بارها روایت‌های عجیب و غریبی را از زبان داروسازان در این زمینه شنیده‌اید. طفلک داروسازان مجبورند انواع و اقسام خطوط میخی و هیروگلیف و عیلامی را تشخیص دهند تا مبادا اشتباهی در داروهای بیمار پیش نیاید؛ اشتباهاتی که متأسفانه بارها و بارها اتفاق افتاده و در اکثر موارد عامل اصلی بروز اشتباه، خط بد و ناخوانای پزشک بوده است.اما مشکل بزرگ‌تری هم وجود دارد؛ آن هم وقتی است که بیماری برگه مشاوره پزشکی را پیش پزشک دیگری می‌برد، یا وقتی که پزشکی قرار است پرونده معالجات بیماری را بخواند. احتمال بروز یک اتفاق ناگوار در چنین شرایطی بسیار بالا است. فرض کنید یک بیمار قلبی که برای انجام درمان‌های دندان‌پزشکی مراجعه کرده و برای مشاوره به نزد یک متخصص قلب فرستاده شده است حالا برگه مشاوره‌اش را نزد دندان‌پزشک آورده اما دستور تغییر مصرف داروهای قلبی وی قابل تشخیص نیست (اتفاقی که دقیقا برای نگارنده رخ داد). حالا اگر امکان تماس با پزشک قبلی وجود نداشته باشد یا اصلا پزشک نوشته را طور دیگری بخواند ممکن است یک فاجعه به بار بیاید. این اتفاق ممکن است در تمامی بخش‌های رشته پزشکی رخ دهد. خودمانیم، تا به حال چند بار در چنین مخمصه‌ای گیر کرده‌اید؟ در چنین شرایطی وقتی برگه مشاوره یا پرونده معالجات پزشکی بیمار قابل خواندن نباشد، ناخواسته ذهن آدم می‌رود سراغ همان تئوری توطئه وحشتناکی که صحبتش شد. بد خط مثل منبنده از همان بچگی بدخط بودم و حالا فکر کنید ماجرا چقدر ناگوار می‌شود که پدر و هر دو پدربزرگ آدم، بسیار بسیار خوش خط باشند. پدر بزرگ مادری و پدرم دائم سعی می‌کردند به بنده خوب نوشتن را یاد بدهند ولی بی‌فایده بود. پدر بزرگ مادری‌ام خدابیامرز که اصالت شیرازی داشت و ارادت خاصی به حافظ و سعدی، مدام این شعر را برای من می‌خواند:«یا مرا رسم خط جن آموز یا خودت همره نوشته بیا»و می‌گفت که تو با این خط باید خودت بروی و نوشته‌هایت را رمزگشایی کنی!بنده بارها در دوران مدرسه بابت بدخط نوشتن مورد مواخذه معلمانم قرار گرفتم، ولی فایده‌ای نداشت. مشکل بدخطی در دوره دانشکده ابعادی مضاعف پیدا کرد. اما عمق فاجعه برای من زمانی بود که به طور حرفه‌ای وارد فعالیت مطبوعاتی شدم. آن زمان هنوز تایپ کردن چندان رایج نبود و ما نوشته‌هامان را به صورت دست‌نویس به حروف‌چین تحویل می‌دادیم. همیشه حروف چین‌ها از دست‌خط بنده شاکی بودند و یک بار در روزنامه همشهری وقتی وارد دفتر شدم، سردبیر ما مرا کشان کشان به قسمت فنی برد و تقریبا انداخت وسط چندین حروف‌چین عصبانی که با داد و فریاد از دست‌خط فاجعه بار من انتقاد می‌کردند. یادم نمی‌رود که یکی از دوستان به من گفت: «وقتی مطالب شما می‌رسد ما قرعه کشی می‌کنیم که چه کسی تایپ کند!» همین مسائل بنده را به فکر تایپ کردن و یاد گرفتن نرم افزار WORD انداخت و خوشبختانه از آن به بعد کمتر با مشکلات مرتبط با بدخطی روبه‌رو بودم.خوشبختانه دست‌خط انگلیسی بنده به اندازه فارسی نوشتنم ناخوانا نبوده و در نتیجه مشکلی از جهت نوشتن نسخه و پرونده به انگلیسی ندارم، اما در مورد نوشتن به زبان فارسی به خصوص در مورد برگه مشاوره و مواردی از این دست، سعی کردم هنگام نوشتن مواردی چند را رعایت کنم که نتایج مثبتی به همراه داشته است که در ادامه به این موارد اشاره‌ای خواهم داشت. چه کنیم بد خط ننویسیماول از همه اینکه اینجا بنا بر خوشنویسی نیست. قرار نیست نسخه‌های ما را قاب کنند و بزنند روی دیوار و به به و چه چه کنند. اصطلاحا پیشکش! بنابراین هدف این است که کسی زنگ نزند تا ببیند ما چه نوشته‌ایم. هدف این است که خوانا بنویسیم. اگر بدخط هم باشیم ولی خوانا بنویسیم مشکلی پیش نمی‌آید.در قدم اول سعی کنید کمی با حوصله بنویسید. با خودتان قرار بگذارید که کلمات را با آرامش و دقت بنویسید. برای ما که عادت به تند نوشتن داریم سخت است ولی با کمی اراده می‌توان بهتر نوشت.موقع نوشتن برگه مشاوره یا پرونده بیمار ابتدا جمله‌ای را که می‌خواهید بنویسید در ذهن مرور کنید تا کار به خط‌خوردگی و تغییر کلمات نکشد. بدین ترتیب کلمات خواناتر خواهند بود.لطفا سعی نکنید فارسی را مثل انگلیسی بنویسید. در زبان انگلیسی می‌توان حروف را به هم چسباند و سر هم نوشت. البته خواندن خط انگلیسی چسبیده هم کار سختی است و حتی خود انگلیسی زبانان هم گاهی در خواندن این شیوه نوشتن دچار مشکل می‌شوند. حال، بسیاری از پزشکان که موقع نوشتن نسخه، اسامی داروها را سرهم و به هم چسبیده می‌نویسند، موقع فارسی نوشتن هم همان طور می‌نویسند. در نتیجه روی صفحه کاغذ شاهد عباراتی درهم و غیرقابل خواندن هستیم که حتی شاید داروسازان هم نتوانند آن را کشف رمز کنند! بنابراین لطفا یادتان نرود که دارید فارسی می‌نویسید نه انگلیسی. موقع نوشتن لطفا بین کلمات فاصله بگذارید و کلمات را توی شکم یکدیگر فرو نبرید.سعی کنید املای صحیح داروهای رایج را یاد بگیرید و آنها را کامل بنویسید تا موقع نوشتن نسخه برای جبران این عدم آگاهی مجبور نشوید اول کلمه را بنویسید و در ادامه‌اش یک مار بکشید! اصلا از روی کتاب داروهای ژنریک نگاه کنید، به خصوص در مورد داروهای مهم تا خدای ناکرده با داروی دیگری اشتباه گرفته نشود. یاد گرفتن املای درست داروها اصلا وقت تلف کردن نیست.یک راه دیگر تایپ کردن است. درست است که روی نسخه‌های بیمه امکان تایپ کردن نام داروها وجود ندارد (البته فعلا)، ولی برگه‌های مشاوره و پرونده‌ها را می‌توان تایپ کرد. باور کنید تایپ کردن بسیار کار راحتی است. اگر هم خودتان بلد نیستید، متن را دیکته کنید تا کسی که کار با نرم افزار WORD را بلد است آن را تایپ کند.کمی وجدان‌تان را قاضی کنید. به فکر آن بخت‌برگشته‌ای باشید که قرار است خط شما را بخواند؛ به فکر بیماری باشید که ممکن است سلامتی‌اش بستگی به دست‌خط شما داشته باشد. بنابراین طوری بنویسید که دوست دارید دیگران برایتان بنویسند.